مهدى لطفى
103
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
توصيهاى از علامهء امينى مرحوم علّامه بزرگوار محمّد تقى جعفرى قدّس سرّه مىنويسد : يكى از خويشاوندان نزديك اينجانب در شهر اصفهان در خواب مىبيند كه در برابر مرحوم علّامهء مجاهد حاج شيخ عبد الحسين امينى در يك اتاق نشسته است . مرحوم آقاى امينى به ايشان مىگويد : آيا شما آقاى جعفرى را مىشناسيد ؟ ايشان پاسخ مىدهند : آرى مىشناسم . آقاى امينى يك پاكتى كه در ميان آن نامهاى بوده است ، به ايشان مىدهد . و مىگويد : اين نامه را به آقاى جعفرى دهيد و به ايشان بگوئيد : ما اكنون در عالم برزخ هستيم و دستمان از كار بسته است ( يعنى ديگر نمىتوانيم كارى انجام دهيم كار در دنيا بود كه ما پشت سر گذاشتيم ) ولى شما در آن دنيا هستيد در ميدان كاريد مىتوانيد كار كنيد ، دربارهء امير المؤمنين عليه السّلام كار كنيد . آقاى جعفرى مىنويسد ؛ وقتى اين خواب را برايم نقل كردند ، تصميم گرفتم براى نوشتن « ترجمه و شرح نهج البلاغه » و از آن زمان شروع به كار كردم . « 1 » اين توصيهاى است كه علامهء امينى مدام متذكّر آن مىشد ، فرزندش نقل مىكرد كه پدرم مكرر مىفرمودند : الان ديگر دوران تقيّه شيعه تمام شده است بايد الان وارد عمل شد و حقائق و معارف
--> ( 1 ) - تفسير نهج البلاغه ج 17 ص ، 82